جاي تبسمي كه نكردي خاليست ...
صدای گریه ام را بشنو ، چون تمام اين اشك ها از دوري توست.
كاش در اين رمضان لايق ديدار شوم / سحري با نظر لطف تو بيدار شوم بچه ها بیاین تو این ماه که ماه خود سازی و نزدیکی به خدا و ماه قرآن و تسبیح و سجاده و ازین حرفاس دعا کنیم هممون خوب شیم خدا جمیعمونو شفا بده حالا هرکی به قدر نیازش،خلاصه یکم تمرین کنین که قدرت صبر و شکیبایی و ... رو داشته باشین و خلاصــــه که ایشالا همگی آدم شیم. (
این الان چی بود من نوشتم ؟؟! عجیبا غریبا ... خلاصه لپ کلام: یادم بده یادم باشه یادت باشم اینم چن تا عکس : ازین سیبا نخوری جیززه خدا میزنه به کمرت (به شکمت تقديم به تو که با همه ي دلتنگيهايم درکوير باورهايم دوستت دارم . من تسلیم تسلیم تو ، تسلیم دلت ، تسلیم عشقت تسلیم همون خدایی که مارو برای هم نمیخواست تسلیم گلم ، تسلیم ! خدا مارو برای هم نمیخواست ، فقط میخواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست ، فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما باخبر بود خودش مارو برای هم نمیخواست ، خودت دیدی دعامون بی اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی هم ، میبینم میری . میبینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من ، نه میشه زنده باشم نه بمیرم نمیگم دلخور از تقدیرم اما تو میدونی چقد دلگیره این عشق فقط چون دیر باید میرسیدیم ، داره تو دست ما میمیره این عشق *** عشق من بی انتهاست شاهد عشقم خداست اگه همه ی دنیا وایسن یه طرف و تو باشی یه طرف ؛ همه فریاد بزنن که من میام پیشت و با سکوتم به همه میفهمونم که : چقدر دوستت دارم دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم
قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم
چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست
عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند
دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است
درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند
پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.
عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت چه دلتنگم براي لحظه هاي با تو بودن . از کجا آمده اي ؟؟ ترس بي تو ماندن نبض دلتنگي من تو چرا دلتنگي؟؟؟ من مسافر هستم رفتنم تا ابديت جاريست ... گاهی وقتا که میخوام به یاد تو گریه کنم اشک بی کسی من گونه هامو میسوزونه تا من که چون شمعی به شام تار تو افروختم هر چه کردی با دلم از شکوه لب انگار برای عاشقی آفریده شده.یا نه!!!!برای رسوندن خبری از عاشقی به این روزها ای گلکم دلم فقط تو رو میخواد میخوام بیام به دیدنت دلم آروم نمیگیره ، کجایی ؟ وجودم بی تو دلگیره ، کجایی؟ همه عالم به دنبال تو گشتم چشام اما نمیبینه ، کجایی ؟ همه دنیـــا به زیر پــا نهــادم صدام بی تو چه غمگینه ،کجایی؟ دلم پر میزنه واسه نفسهـــات هوا بی تو نفس گیره ، کجایی؟ گلم من بی تو هیچم کنج دیوار سکوت چون مرگ سنگینه ، کجایی ؟ اگه یک خورده عشق واست مهمه بیا دل داره میمیره ، کجایی ؟ برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود اندکی با عشق مدارا کن مرو گوشه چشمی بر دل ما کن مرو در میان کوچه ی تاریک دل ذره نوری را هویـــدا کن مــــرو گر دل من بی تو سرد و خامش است با وجودت گرم و گیرا کن مرو یادگار عشق تو جز غصه نیست تو در این دل جشن برپاکن مرو دل دگر طاقت ندارد زین فراغ تو مرا با عشق هم آوا کن مرو دل دگر لا غیر الّا تو شده تو بیا این دل شکیبا کن مرو چشمهایم گر ندارد بهره ای تو دلم از عشق بینا کن مرو اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم این متنو به خواهش دوست عزیزمون آقای حبیب الله ادیبی که سروده ی خودشونه و به زبان زیبای رامشیریه میذارم بخونید لهجه ی شیرینیه مثل همه ی لهجه های خوب کشورمون ! ای که اکنون آمدی رامشیر رامهمان شدی گویمت ای جان بدان همسفره ی خوبان شدی بقیه در ادامه ی مطلب انتظار سخت است، فراموش کردن هم سخت است. اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر ... فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب, فاطمه فخر زنان، روز حساب فاطمه یعنی رضای کردگار شاهکار خلقت پروردگار. تولد حضرت فاطمه (س) و روز مادر را را به همه ی شما دوستای خوبم تبریک میگم . بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب ... وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟ خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودياز يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روزشد دوباره خيلي سخته كه من وتو هميشه باهم بمونيم انقدعاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم من اگر روح پريشان دارم من اگر غصه هزاران دارم به تو و عشق تو ايمان دارم در غمستان نفسگير، اگر نفسم ميگيرد آرزو در دل من متولد نشده، مي ميرد به تو و عشق تو ايمان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم همین .. مردی از جنس ... اي كاش ميدانستي شب و روزم را گم كرده ام... اي كاش ميدانستي كه بدون تو ميميرم... اي كاش ميدانستي كه يكباره اسيرم كردي.. اي كاش ميدانستي مرا ديوانه وار به سويت ميكشي... اما كمي صبر كن....اتگار چيزي درونم نجوا ميكند... آري حسي ميگويد تو همه چيز من هستي... تو با اسب سفید مهربونی اومدی تو از دشتهای دور و جاده های پرغبار برای هم صدایی همزبونی اومدی تو از راه رسیدی پر از گرد و غبار تموم انتظار میاد همرات بهار چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت غریبه آشنا...... دوستت دارم بیا منو همرات ببر به شهر قصه ها بگیر دست منو تو اون دستات چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم بمونم منتظر تا برگردی پیشم تو زندونم با تو من آزادم اینجوری..... اینجوری..... اینجوری..... خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانت را وعشق رابه هر كاري كه مرا به تو نزديك كند مي مونه که کسي رو که تا حالا نديدي رو بخواي به خاطر بياري!!! هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی
كاش منت بگذاري به سرم مهدي جان / تا كه هم سفره ي تو لحظه ي افطار شومالبته بعید میدونم گوش شیطون کر برو دعا کن شاید آدم شدیم)![]()
خدایا![]()
)




به تو که حتي نگاه سردت را به آغوش گرم شقايق هم ، نخواهم داد تا بداني باور سبز با تو بودن ، اميد فردايي روشن است !عشق من بهت دروغ و هوسه

چه دلتنگم براي آرامش خوابي در هم آغوشي رويا
چه دلتنگم براي نفس هاي گرم عطر آگينت
دلتنگم آري !!!دلتنگ...
براي چيدن گل هاي سرخ بوسه از داغي لبانت
براي سبزي بي انتهاي چشمانت
براي بوسه هايت
براي بوسه هايت...
که چنين نمناکي!!!
زير باران بودي؟؟؟
اي خيال ابدي!!!
بي تو من تنهايم
تو چرا غمگيني؟؟؟
من اگر مي گريم
ترس فردا دارم
تو چرا مي گريي؟؟؟
اي صداي قدمت
من اگر دلتنگم
تو چرا تنهايي؟؟؟
رو به رويم بنشين
حرف دل با من گو
من اگر خاموشم
من اگر تاريکم
مثل شب هاي دگر
پشت اين پنجره ها
تو چرا خاموشي ؟؟؟
من اگر مي بارم
مثل باران بهار
تو چرا نمناکي؟؟؟
سايه ات زد فرياد
من براي غم تو مي گريم
آمدم تا بروم

میاد خنده ای رو لبای من جون بگیره یاد چشمات روی لبخند منو می پوشونه جای
خالیت مثل یه خار توی چشمام میشینه کور میشه انگاری بی تو دنیارو نمیبینه در و
دیوارای خونه از تو داره صد نشونه گلای باغچه میگیرن از فراغ تو بهونه کاش
میشد با مهربونی پر کنیم فاصله هارو من میخوام اما چه فایده دل تو نامهربونه
را دوختم روز و شب بوده دعای من سلامت بودنت پس چرا اتش شدی از
شعله هایت سوختم...!
معشوقی .یا از معشوقی به عاشقی
قاصدک رو گرفتم این بار هیچ خبری با خودش نداشت اما نذاشتم
بی خبر بره تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم
قاصدک نرفته برگشت و گفت:
شونه های من برای رسوندن اینخبر ضعیف هستن. این خبر سنگینه
و این عشق بزرگ گفتم برو........قاصدک به فکر فرو رفت بعد
لبخندی زد و گفت:
از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانیه , راهی از رنج و عشق و
صبوری و هر کسی به این راه اشنا نیست پس عاشق اون کسی باش
که جواب عشق رو خوب بده 
خیلی بهونه گیر شدی
نکنه میخوای بگی
ازمن دیگه توسیرشدی
توخودت خوب میدونی
که من چقدردوست دارم
اگه تنهام بذاری
به خدا کم میارم
تومثل نورامیدی
توی زندگی من
که اگه بری میمیره
بعد تواین روح وتن
مگه توقول ندادی
همیشه بامن بمونی
پس چرامن روزمین و
تو روی آسمونی
گلکم داروندارمن تویی
توخودت اینوکه بهتر میدونی
اما ازوقتی که اینوفهمیدی
پرکشیده ازنگات مهربونی
دیوونتم دق میکنم اگه نیام به دیدنت
این روز ها مشکل برام نبودن و ندیدنت
این روزها تنها آرزوم فقط به تو رسیدنه
دیدن تو بهونه هر تپش قالب منه
بگو تو هم دلت برام تنگ شده
آخه چرا دلت مثل سنگ شده
اگه بدونی که چقدر دلم واسه گرمی آغوش تو تنگ شده
به سرعت ثانیهها میگذارم از تو جاده ها
تا تو رو پس بگیرم از تموم این فاصله ها
نمیشه که نبینمت خیلی دلم تنگ برات
دلم داره پر میزنه واسه شنیدن صدات
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود
سکوت را فراموش می کردی
و تمامی ذرات وجودت
عشق را فریاد می کردند
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت
به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من در سکوت نگاهـت
با عشق زمینی تو به عرش بروم
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
هرگز دلـم را نمی شکستی
گرچه خانه اهریـمـن
شایسته ویرانیست !
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
حتی لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
دوستم می داشتی
و مرا از این تـنهایی رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی ...
که چقدر دوستت دارم...
ادامه مطلب





ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت
گله از بازي دوران دارم دل گريان،لب خندان دارم
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس جان مرا ميگيرد دل گريان، لب خندان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم دل گريان، لب خندان دارم
تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی
شبی از عشق تو با پونه گفتم دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیز است تو شیداییم را به چشم خویش فهمیدی و رفتی
نمیدانم چه می گویند گل ها خدا میداند و نیلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا همیشه تو از این شهر کوچیدی و رفتی
سه نکته را در قالب سه درس آموختم:
درس اول: بيهوده عشق را روی کاغذ اسير نکن و به صلابه نکش که اسيرت می کند و به صلابه ات می کشد...
درس دوم: چون عشق را در گوشه ای نوشتی سعی بر پاک کردن آن مکن که نمی توانی... پس اسيريت مبارک...
درس سوم: چون که اسير شدی و به قفس افتادی نمير... بمان و دنيا را از درون قفس تماشا کن... دنيا از ديد يک زندانی ابدی تماشاييست...
قربانی شدن در پای عشق را به رسم و آئین پیشینیان
از ماقبل تاریخ تا ..... ابراهیم و .... تا کنون همه می دانند
ولی نمی دانم به جز اسماعیل بودند کسان دیگری که بپذیرند واقعیت قربانی شدن را ...؟؟؟!!
احساس می کنم این روزها حتی آمادگی این را پیدا کرده ام
فقط ...........
به رسم آداب قربانی شدن بیاو قطره ای آب در کام تشنه ام بریز
من سر نهاده و آماده ی ذبح هستم
بیا و تیزی خنجر مژگانت را با قلبم امتحان کن
بیا و رو به قبله بودن را تو برایم تفسیر کن
و زمانی که عطر یاس و نرگس وجودت را در ریه هایم انباشته ام
آماده هستم برای قربانی شدن در پای عشق تو
مگر نه این که ابراهیم فرزندعزیزش را بعد از سالها آرزوی داشتن فرزند ... به قصد قربانی می برد
من هم جانی را که برای همه عزیز است به زنجیر عشق تو بسته ام
و به هر مسلخی که بخواهی خواهم آورد
تنها بیا و بگو کدامین مکان برای سر نهادن مناسب است
بیا و مرا از احرام خارج کن
بیا و حرام ها را بر من حلال کن
بیا و شادی پذیرفته شدن را به دلم هدیه کن
یخ حوض آسمان شکست ..
ستاره ی کوچکی در پهنای بیکران نگاهم جاری شد ..
من طعم شیرینش را می بوسیدم با نگاهم !!
به ناگاه باز خیال تلخ بر کنج دلم نشست ...
خیال روشنی تاریکی بر جانم خاری شد ،
جان سوز ..
دیشب بود فکر کنم یخ حوض آسمان شکست ...
و باز هنوز یک فراموشی ..
دوباره نیاز به خاموشی ،
در جانم خندید !!
دیشب نبود ..
چند سال بود که یخ حوض آسمان شکسته بود ..
و ..
به دیدار تو می ایم
باز می ایم
اگر که فرصتی باشد
مجال صحبتی باشد
حرف خواهم زد
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
عذاب این دریده ها
مرا شکسته بی صدا
دستی بکش به زخم من
که از شفا گذشته ام
که از شفا گذشته ام
باورم کن باورم کن
من که با تو صادقم
اگه خستم، یا شکستم
هرچه هستم، عاشقم
هر چه هستم، عاشقم
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
من از خدا گشذته ام
منو بشناس و باور کن
که خسته ام، خیلی خسته ام
اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم
من به دنیا
دل نبستم
باورم کن، باورم کن
من که با تو صادقم
اگه خستم، یا شکستم
هر چه هستم، عاشقم
هر چه هستم، عاشقم
هر چه بلا کشیده ام
من از وفا کشیدم
چه از وفاداری این
اهل وفا گذشته ام
من از وفا گذشته ام
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام



خدایا ...
خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .
به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد
خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش .
خدايا، چشم جويبار عشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده ،
مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشاني محبت من بر خاك ديگري بسايد .
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان ديگري كند .
خدايا...
همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم هر چه هرزه گياه هست از ريشه بخشكان .
خدايا...
نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاري
اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده
اي گل بخش ديگران از گل گلستان تو اي باغبان باغ رحمت ، اي عزيز و مهربانم ، اي خداي بي همتاي من .

دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته
تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی
برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی
تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه
وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه
| :قالبساز: :بهاربیست: |



